همه دارن به سرعت پیشرفت هی پیشرفت می کنن.
عشق خودشو گم کرده و بدنش بوی آشغال می ده
اون حتی از خودشم حالش به هم می خوره.
دیگه حتی رد پایی هم ازش نمونده...
ما خودمون اونو بیرونش کردیم. وای چه کاره اشتباهی
عشقا از درد بی عشقی شدن مثل تابلو هایی شدن که فقط روشون نوشته عاشقتم
اما حالا معنی این توی فرهنگ کره ی خاکیمون یعنی
برو گمشو نکبت دیگه حتی نمی خوام واسه یه لحظه ریختتو ببینم
میدونم تو هم مثل بقیه دلت شکسته و قلبت تیکه تیکه و غرورت خرد شده...
میدونم تو هم دیگه همدمی نداری که باهاش درد دل کنی و بهش بگی چقدر دنیا بی رحمه...
میدونم تو هم دلت شده مثل گنجشک ها ی بیرون از قفس ولی توی قفس توی یه قفس تاریک و سرد
دلت بزرگ اما خالی خالی از محبت محبتی گرم که مثل آتیش وجودتو خالی از سرماش کنه
دیگه نوشته هام نمی تونن
روی کاغذ باشن
حرفای دل من احتیاج به یه دل بزرگ دارن
یه قلب مهربون
یه جفت قلب و دل مهربون مثل مال تو
اما اما میدونم اگر یه روزی حرفام توشون جا بشه اطمینان دارم که یخ می زنی
منجمد میشی
از من میشنوی دلت به حال خودت بسوزه بیچاره