همه جا یه رنگ مایل به سیاه شده بود
هیچی خوشحالش نمی کرد از همه چیز
خسته شده بود
خدایا دلم تنگه
دیگه خیلی خسته و درمونده شدم
دلم می خواد برم یه جایی که ادماش
مهربون باشن
همدیگرو گول نزنن به هم دروغ نگن
همه ی عشقا دروغن فقط دروغ
خدایا اگه شده حتی واسه یه بار
به حرفای بنده ی حقیرت گوش کن
تو میگفتی ما رو دوست داری حتی
بیشتر از فرشته ها
حالا که خوب فکر میکنم همه ی اون
حرفا و وعده هات یه عالمه دروغ بود
آره تو هم به من خیانت کردی
و دلمو مثل بقیه شکستی و
خیلی بی تفاوت میون این
همه بی رحمی ولم کردی
حتی اونی هم که میگفت همیشه پیشم میمونه
تنهام گذاشته...
حالا دیگه خیلی تنها شدم
اما اون به من قول داده بودهیچ وقت تنهام نذاره
تنهام گذاشته من میخواستم با اون زنده باشم
و نفس بکشم
اما اون مترسک نشد اونو تو ازم گرفتی
و و حالا من دیگه نمیتونم نفس بکشم
اما نمیدونم چرا منو نمیبره پیشش...
